محمد يوسف حريرى
340
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
كردند ولى طفل نوزاد به حرف آمد و به پاكى مادر و رسالت خود شهادت داد و اما خود حضرت مريم ( كه قصّهء تولدش در سورهء آل عمران از آيهء 31 تا 34 مذكور است ) به فرمودهء قرآن دختر عمران است ( كه نزد مسيحىها يوهاكين يا يوعاشيم مىباشد ) و او بنابر روايت قبل از تولد مريم ( عليها سلام ) درگذشت و سرپرستى او به عهده حضرت زكريا عليه السّلام قرار گرفت ( كه شوهر خواهر يا شوهر خالهء او معرفى شده ) نام مادرش در احاديث اسلامى حنه يا حنانه آمده ( و در نزد مسيحيان آنايا است ) . حضرت مريم در بيت المقدس نگهدارى مىشد و به موجب قرآن هر وقت حضرت زكريا عليه السّلام بر او وارد مىشد نزدش غذايى مىيافت و چون مىپرسيد از كجا آوردى ؟ مىگفت خدا براى من فرستاده است . تا اينكه داستان تولد پيش آمد . در احاديث اسلامى از سفرهاى وى بعد از ولادت فرزند چيزى موجود نيست ولى طبق منابع غيراسلامى حضرت مريم ( سلام اللّه عليها ) براى نجات فرزند از فرمان قتلى كه شاه بنى اسرائيل دربارهء كودكان صادر كرده بود به مصر رفت تا آنكه در يازده سالگى فرزند به اراضى مقدس مراجعت كرد و در ناصره سكونت گزيد تا اينكه حضرت مسيح عليه السّلام به نبوت مبعوث گرديد . به موجب احاديث اسلامى حضرت مريم ( عليها سلام ) يكى از چهار زن مقدس به شمار مىرود . ( اعلام قرآن - قاموس قرآن - و . . . ) مزمل ( م زّ م ) يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ( مزمل - 1 ) 1 . نام سورهاى است در قرآن مجيد - سورهء مزمل 2 . نام حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله ( كشف المطالب ، ص 17 ) مساجد ( م ج ) إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ ( توبه - 18 ) جمع مسجد است . مكان سجده و عبادت پروردگار متعال . مساكين ( م ) إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ ( توبه - 60 ) تنگدستان . و يكى از موارد مصرف زكات به موجب قرآن پرداخت به مساكين است . مسبحات - سور مسبحات مسبحات خمس ( م س بّ ) به روايتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شب هنگام پيش از خواب مسبحات خمس ( سور حديد ، حشر ، صف ، جمعه و تغابن ) را تلاوت مىفرمود . ( منهج الصادقين ج 9 - ص 170 ) مسبحات سبعه - سور مسبحات ( ب ) مستحق حرف ( م ت ح قّ ) در اصطلاح تجويد عبارت است از اداى حرف از مخرجش همراه با اعطاى حق و مستحق آن حرف . احكامى كه به صفات لازمهء آن حرف در حين تركيب با حروف ديگر مربوط مىگردد نظير تفخيم ، ترقيق ، ادغام ، اظهار و مد . ( قرآنپژوهى ، ص 135 و . . . ) مستضعف ( م ت ع ) مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ ( نساء - 97 )